الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

468

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

در اينجا پيمودن مقدارى از راه هدايت به عنوان شرطى براى ادامه اين راه به لطف خداوند ذكر شده . نتيجه اينكه تا از سوى بندگان توبه و انابه اى نباشد ، تا پيرو فرمان او نباشند تا جهاد و تلاش و كوششى صورت نگيرد ، و تا گامهاى نخستين را در مسير حق برندارند ، لطف الهى شامل حال آنان نمىشود ، دست آنان را نمىگيرد و ايصال به مطلوب نمىكند . آيا شمول هدايت نسبت به كسانى كه داراى اين اوصافند بيحساب است و يا دليل بر جبرى بودن هدايت محسوب مىشود . ملاحظه مىكنيد آيات قرآن در اين زمينه بسيار روشن و گويا است ، منتهى كسانى كه نتوانسته يا نخواسته‌اند جمعبندى صحيحى از آيات هدايت و ضلالت كنند گرفتار چنان اشتباه خطرناكى شده‌اند ، و « چون نديدند حقيقت ، ره افسانه زدند » بايد گفت زمينه اين « ضلالت » را نيز خودشان فراهم ساخته‌اند ! به هر حال مشيت الهى كه در آيات هدايت و ضلالت روى آن تكيه شده ، هرگز به معنى مشيت بىدليل و خالى از حكمت نيست ، بلكه در هر مورد شرائط خاصى دارد كه آن را هماهنگ با حكيم بودن او مىكند . تكيه بر لطف خدا انسان چون پر كاهى در برابر تندباد حوادث قرار دارد ، و هر زمان به سويى پرتاب مىشود ، ممكن است اين پر كاه به برگى يا شاخه شكسته اى اتصال پيدا كند ، ولى تندباد هر دو را با خود مىبرد ، و حتى اگر پنجه بر درختى بيفكند گاهى طوفان درخت را نيز از ريشه بر مىكند ، اما اگر به كوهى عظيم بپيوندد هيچ طوفانى نمىتواند او را از جا حركت دهد . اين كوه همان ايمان به خدا است و بقيه تكيه بر غير او است ، و به همين